^__^ کنیچیوا مینا ^__^
*^* فک نکنین چون پست نمیذارم محو هستما اطفاقا هر روز اینجا هستم و سامانه هم هر وقت بودم باز میکردم و با دوستان میحرفیدیم *^*
^_^ ذخب اصلا از اون بحث بپرین تو این بحث ^_^
:) رو عکسه بالا بکیلیکید و وارد وبه یکی ز دوستانم شوید خوشحال خواهم شد که بهش سر بزنید (:
#^# حالا بپرین تو بحثه دوم #^#
*^* احتمال زیاد من و خانواده عزیز بعد از ظهر همین روز بعده سه ماه اسراره زیاده ن به سفر خواهیم رفت *^*
*0* هووووووووررررررااااااااااااا *0*
=__= ولی هنوزم معلوم نیست شاید یه موقع کنسل شه =__=
@^@ حالا بحثه آخر من هنوز قسمته جدیدو شروع نکردم ولی تصویر سازی تو ذهنم تموم شد @^@
=^= حوصله نوشتن ندارم واسه همین تا میتونم داستانو تند پیش میبرم =^=
:| و حتما از اینکه شخصیتایی که شماها دادین تو داستان نقش زیادی نداشتن گله مندید |:
|: اما بدانید و آگاه باشید که این اولین داستان بنده با شخصیت های جنابانه عالی بود :|
: پس حق بدهید که بد شده باشد /:
و حرفه آخره این پست
^_________________________________________________^
#-# نه اشتباه نکنین این لبخند واسه مسخره کردنه شما نیست #-#
*-* واسه اینه که دارم به داستان جدیدم *-*
*^* و پایان غم انگیزه داستانم فکر میکنم *^*
=-= اصلا بیشتر نگم یه وقت لو میره =-=
*) البته شما خودتونو بکشین هم چیزی که تو ذهنه منه رو تجسم نخواهید کرد (*
و حرفه آخر
^0^ واسه همتون دعا میکنم ^0^
~_~ جانه ~_~
( ^-^ ین گله سرخ هم تقدیم به همه عجیجانه صبور ^-^ )

ما را در سایت تک عکس های خنده دار حمله به تایتان ها دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 126